![]() |
![]() |
|
| این جهانی که همش مضحکه و تکراره....تکه تکه شدن دل چه تماشا داره!؟ |
|
سلام.... هر کاری کردم نتونستم وبمو ببندم...چند بار سعی کردم رو دکمه ی حذف وبلاگ کلیک کنم اما....نشد که نشد! نمی تونم از خیلی چیزا بگذرم... ترجیع بند آخرین ترانمو براتون می نویسم...تا بدونین چرا برگشتم!
خیلیا رفتن و اومدن ولی...دل من هنوز پر از احساسه! این دل همیشه تنها و غریب...فاحشه خونه ی شاه عباسه!
حدس می زدم بودنم با نبودنم فرقی نکنه! خیلیا دیدن من نیستم و...! مهم نیس...گاهی وقتا هیچی مهم نیس!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 20:47 توسط بابایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گفتم: برای اینکه از ماه تمام دلم بگویم...بگذار...دمی و درنگی....ببینمت...بابایی!
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|