![]() |
![]() |
|
| این جهانی که همش مضحکه و تکراره....تکه تکه شدن دل چه تماشا داره!؟ |
|
روسری تو را در باد... در راهی که آمدیم....به روزها دادیم و جا نهادیم در کنج دنج دل... تا که گفته باشیم....از عشق! از عشق سر به زیرمان...برای روز مبادا...!! چرا که می خواستیم....تا عشق بماند! باشد! قشنگ و درست.... برای تو...جون دلم...بابایی من!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 20:18 توسط بابایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گفتم: برای اینکه از ماه تمام دلم بگویم...بگذار...دمی و درنگی....ببینمت...بابایی!
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|